قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
336
تاريخ نگارستان ( فارسى )
و خلقى بدان كوچهء تاريك رو نهادند و بدرون خانه علوى بدنى درآمدند چون ديدند در و ديوار از خون كشتها پررنك گشته و چاهها پر از كشته است فرياد از خلق برآمد هركس كه مردهء خود را بشناخت برده به خاك سپرد و هركس كه نشناخت با قضا درساخت سلطان محمود ، ملكشاه فرمود تا آن كور ظاهر و باطن را گرفته با تابعان و همسايگان بخفت تمام كشتند . [ 558 - انتخاب كردن آذرى حديقهء سنائى را . ] 558 و منها گويند نوبتى در صحبت شريفش تعريف حديقهء شيخ سنائى گذشت آن جناب فرمود كه كاشكى كسى آن را انتخابى ميكرد يكى از ندما گفت كه شيخ يك مرتبه آن را انتخاب فرموده چون آن را حاضر كرد ، چند بيتى از آن خواندند بعضى از آنها موافق طبع وقاد نيفتاد مجددا فرمودند كه اين را نيز انتخابى ميبايد كرد و خود بنفس نفيس متوجه شده لبلباب آن را كه فصل الخطاب معارف آن عارف عوارف انتساب بود گزيدند اتفاقا بعد از مدتى نسخهء كهنهء موافق آن يافتند كه شيخ تارة اخرى برچيده بود چون مقابله كردند يك بيت زياده يا كم بود . [ 559 - گم شدن برخى اجزاء فتوحات محى الدين . ] 559 تمثيل مشهور است كه چون شيخ محى الدين عربى از تصنيفات فتوحات مكى بپرداخت پيشتر از آنكه ديگر نسخ از روى آن نوشته شود از او فوت شد شيخ بار ديگر متوجه تأليف و ترتيت آن شده باتمام رسانيد و بعد از چندگاه نسخهء سابق بدست افتاد چون مقابله كردند حرف واوى زياد يا كم بود و بتقريب فتوحات حكايات غرايب اثر حبيب السير كه منظور است مسطور گرديد . [ 560 - پسر كمال الدين كه بسفارت رفته بود . ] 560 حكايت وى گويد كه چون پسر كمال الدين حسين ابيورديرا در زمان سلطان حسين ميرزا برسالت عراق سرافراز نمودند مير عليشير تحفهء چند از نفايس خصوصا كليات جامى جهت قاضى عيسى صدر مقرر داشت عبد الكريم كتابدار كتاب فتوحات را بنابر رعايت مشابهتى كه در حجم و جلد با كليات داشت بمير تسليم نموده وى بىآنكه ببيند آن را در بار بست و چون بصحبت پادشاه رسيد بنابر سبق آشنائى كه داشت از كلفت راه پرسش نمودند وى جواب داد كه در راه چون بمطالعهء كتاب كليات اوقات ميگذرانيدم زحمت راه چندانى نبود سلطان از غايت رغبت بديدن او اظهار نمود بعد از آنكه حاضر گردانيدند واضح شد كه فتوحاتست نه كليات لاجرم به چند وجه كمال شرمندگى و انفعال بجناب مير حميده خصال راه يافت و آثار انكسار بر وجنات كاروبار وى تافت . [ 561 - دفتر روزنامهء شكار . ] 561 و منها گويند كه ميرزا شكار دوست بوده در آن باب روزنامچهء تربيت داده و مجالس شكار را كه در كدام روز واقعشده و چه جانور انداخته و چه طيور بچنگال جوارح مقهور گرديده قلمى نموده بود و اين نسخه را بسيار